
خبرگزاری آریا -تحلیل حاضر تهیه شده توسط مرکز پژوهشی راهبردی آریا با اتکا به منابع اتاق های فکر خارجی از منظر منافع ملی و ژئوپلیتیک ایران نوشته شده است.
سهگانه رقابتی جدید جهان
از دیدگاه علوم سیاسی، تحولات اخیر در دیپلماسی پکن نشاندهنده تحول بنیادین در ساختار نظام بینالملل است: فرسودگی هژمونی آمریکایی یکقطبی و ظهور رقابت سهگانهای میان واشنگتن، پکن و مسکو که در آن اروپا و کشورهای میانهپرداز (مانند ایران) به بازیگران کلیدی تبدیل شدهاند. این تحول برای ایران دو چهره دارد: فرصتهای استراتژیک برای گسترش فضای مناورة ژئوپلیتیک، و چالشهای جدی در حفظ استقلال سیاست خارجی در برابر جذبههای رقابتی قدرتهای بزرگ.
فرصتهای ژئوپلیتیک ایران: سه مزیت راهبردی
1. کاهش فشار تکقطبی آمریکایی:
سیاست «آمریکا اول» ترامپ نهتنها اروپا را از واشنگتن دور کرده، بلکه ائتلاف ضدایرانی غرب را شکننده ساخته است. همانگونه که نخستوزیر کانادا در داووس اشاره کرد، «پیوند خودبهخودی میان عضویت در ائتلافها و امنیت ملی دیگر معتبر نیست». این شکنندگی، فضایی برای ایران فراهم میکند تا با بهرهگیری از تنشهای ترانساتلانسیک، موانع تحریمی را از طریق همکاریهای اقتصادی غیرمستقیم (با واسطهگری چین یا اروپاییها) کاهش دهد.
2. تثبیت محور مقاومت از طریق مثلث استراتژیک ایران-چین-روسیه:
گرمشدن روابط چین با غرب بهمعنای کاهش تعهد پکن به مسکو یا تهران نیست؛ بلکه نشاندهنده توانایی چین در مدیریت روابط چندلایه است. برای ایران، این وضعیت فرصتی است تا نقش خود را بهعنوان پل ارتباطی در محور مقاومت تقویت کند: همکاریهای انرژیی و زیرساختی با چین (بر اساس توافقنامه 25 ساله) میتواند در کنار همکاریهای نظامی با روسیه، امنیت منطقهای ایران را در برابر فشارهای آمریکایی تثبیت کند. چین با تأکید بر «ثبات و پیشبینیپذیری» در مقابل «رهبری آشفته ترامپ»، خود را بهعنوان جایگزین قابلاعتماد برای کشورهای تحت فشار آمریکا معرفی میکند—موقعیتی که ایران میتواند از آن بهرهبرداری کند.
3. بازاریابی ایران بهعنوان گزینهی جایگزین در زنجیره تأمین انرژی:
در شرایطی که اروپا بهدنبال «کاهش ریسک» (de-risking) از چین است، اما همچنان به واردات انرژی و مواد اولیه وابسته است، ایران با ذخایر عظیم نفت و گاز و موقعیت جغرافیایی استراتژیک در خلیج فارس، میتواند خود را بهعنوان شریك قابلاعتماد و غیرتحریمشده (از طریق مکانیزمهای مالی چینی یا روسی) به بازارهای اروپایی و آسیایی معرفی کند.
چالشهای پیشروی ایران: سه هشدار استراتژیک
1. تله «همکاری اقتصادی بدون پشتوانه سیاسی»:
همانگونه که متن اصلی هشدار میدهد، روابط چین-اروپا بر «همکاری رقابتی» (competitive coexistence) استوار است و خطوط قرمز سیاسی (مانند حقوق بشر یا تنشهای تایوان) همچنان فعال است. ایران باید مراقب باشد که در تعامل با چین، وابستگی اقتصادی یکسویه ایجاد نکند که در بحرانهای آتی (مثلاً در صورت بهبود روابط چین-آمریکا) به اهرم فشار علیه تهران تبدیل شود.
2. تناقض منافع ایران و چین در آسیای مرکزی و خلیج فارس:
چین با ایجاد «اینیسیاتیو کمربند و جاده» به دنبال تثبیت نظم منطقهای تحت نظارت خود است—نظمی که ممکن است با اولویتهای امنیتی ایران در خلیج فارس یا نقش آن در سوریه و یمن در تقابل قرار گیرد. تهران باید از تبدیل شدن به «ابزار اجرایی» سیاست خارجی پکن جلوگیری کند.
3. واکنش احتمالی آمریکا به تقویت محور ایران-چین:
ترامپ با رویکرد تهاجمی نسبت به ایران و ونزوئلا، احتمالاً تقویت روابط تهران-پکن را تهدیدی برای منافع آمریکا تلقی خواهد کرد. این میتواند منجر به تحریمهای ثانویه شدیدتر علیه شرکتهای چینی فعال در ایران شود—چالشی که پکن ممکن است در بلندمدت برای حفظ روابط تجاری خود با غرب، آن را تحمل نکند.
استراتژی «تعادل هوشمندانه» برای ایران
در این شرایط ژئوپلیتیک پیچیده، سیاست بهینه برای ایران «تعادل هوشمندانه» (Smart Balancing) است:
استفاده از فضای بازشده توسط تنشهای آمریکا-اروپا برای گسترش همکاریهای اقتصادی با چین و اروپا، بدون وابستگی انحصاری به هیچ قطبی؛
تقویت همکاریهای سهجانبه ایران-چین-روسیه در حوزههای امنیتی و انرژی، با حفظ استقلال تصمیمگیری استراتژیک؛
تبدیل موقعیت جغرافیایی ایران به مزیت رقابتی در رقابت چین و غرب بر سر کنترل زنجیره تأمین جهانی.
بهقول کارشناسان ژئوپلیتیک، «در جنگ سرد جدید، کشورهای میانهپرداز نه با انتخاب طرف، بلکه با مدیریت تنشهای بین قدرتها، امنیت خود را تضمین میکنند». ایران امروز فرصت تاریخی دارد تا با درک عمیق از تحولات ساختاری جهان پس از 2025، خود را از «هدف تحریم» به «بازیگر کلیدی در معادلات منطقهای» تبدیل کند—مشروط بر اینکه از تله وابستگی یکسویه به هر قدرتی در امان بماند.
این تحلیل بر اساس دادههای گزارش ایزه هوانگ (عضو پروژه والدای) و با در نظر گرفتن اصول نظریه رئالیسم ساختاری در روابط بینالملل و مبانی ژئوپلیتیک کلاسیک تدوین شده است.
منبع: تحلیل بر اساس گزارش «ایزه هوانگ» (Yize Huang)، عضو پروژه والدای-نسل جدید (Valdai Discussion Club)، بازتابدهنده روند گرمشدن روابط چین با رهبران غربی در ژانویه 2026 پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید.